سيد علاء الدين محمد گلستانه

425

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

فرمود : اى « 1 » ابا محمّد ! هيچ آيه‌اى نازل نشده كه [ به ] بهشت كِشاند و اهلش را به خوبى ياد كند كه در شأن ما و شيعيان ما نازل نشده باشد ، و هيچ آيه‌اى نازل نشده كه اهلش را به بدى ياد كند و به جهنّم رانَد كه در باب دشمنان و مخالفان ما نباشد . پس آيا تو را مسرور ساختم ، اى ابا محمّد ! گفت : فداى تو شوم ! ديگر بفرما . فرمود : اى ابا محمّد ! هيچ كس بر ملّت حضرت ابراهيم عليه السلام نيست ، مگر شيعيان ما ، و باقى مردم ، از اين معنى ، برى و بيزارند . اى ابا محمّد ! پس آيا تو را مسرور ساختم ؟ « 2 » و در روايت ديگر ، چنين است كه : ابو بصير گفت : مرا بس است . و از حكم بن عُيَينَه روايت كرده كه گفت « 3 » : روزى در مجلس حضرت امام محمّد باقر عليه السلام بودم و خانه از مردم ، پُر بود . ناگاه ، پيرى پيدا شد كه مىآمد و بر عصاى خود ، تكيه مىكرد تا بر در ايستاد و گفت : السّلام عليك يابن رسول اللَّه و رحمة اللَّه و بركاته ! بعد از آن ، ساكت شد . حضرت فرمود : و عليك السّلام و رحمة اللَّه و بركاته ! بعد از آن ، رو به اهل مجلس كرد و گفت : السّلام عليكم ! و ساكت شد تا همه ، او را جواب گفتند . بعد از آن ، رو به حضرت كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا ! مرا نزديك خود جاى ده كه خداى تعالى ، مرا فداى تو گرداند ! واللَّه كه من ، شما را دوست مىدارم ! و هركس كه شما را دوست دارد ، دوست مىدارم ، و واللَّه كه محبّت شما و دوستان شما ، براى طمع دنيا نيست ! دشمنِ شما را دشمن مىدارم و از او بيزارم ، و واللَّه كه عداوت و بيزارى من از دشمن شما ، براى جنايت يا خونى نيست كه ميانهء من و او واقع شده باشد ! و واللَّه كه حلال شما را حلال مىدانم و حرام شما را حرام مىدانم و منتظر امر شمايم ! پس آيا اميدى براى من دارى كه خداى تعالى ، مرا فداى تو گرداند ؟ حضرت فرمود : « نزديك من بيا ، نزديك من بيا ! » ، تا آن كه او را در پهلوى خود نشانيد . بعد از آن فرمود : اى شيخ ! به درستى كه مردى نزد پدرم على بن الحسين عليهما السلام آمد و از او مثل اين سؤال كه تو كردى ، كرد . پدرم عليه السلام به او گفت : اگر بميرى ، وارد خواهى شد بر حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و بر على بن ابى طالب و حسنين و على بن الحسين عليهم السلام و دلت خوش خواهد شد و جگرت خُنَك و ديده‌ات گريهء شادى خواهد كرد و كرام الكاتبين ، با روح و ريحان ، تو را استقبال خواهند كرد ، اگرچه جانت به اين جا رسيده باشد ( و اشاره به گلوى مبارك خود فرمود ) و اگر زنده بمانى تا زمان قائم عليه السلام ،

--> ( 1 ) . ب : « يا » . ( 2 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 33 - 36 ، ح 6 . ( 3 ) . ب و ج : - « گفت » .